|
در اين مقاله ابتدا به معني و مفهوم واژه قانون و مترادفهاي آن در منابع مختلف پرداخته و سپس دربارة چگونگي ورود اين واژه در حقوِ ايران گفتگو خواهد شد . نگارنده بدون هيچ ادعايي ، از خوانندگان متمني است در اصلاح مندرجات اين مقاله او را ياري فرمايند . واژه قانون و كاربردهاي آن در منابع مختلف به زبانهاي عربي ، تركي و فارسي كه نشر و بسط توسعه فرهنگ در سرزمينهاي اسلامي وسيله آنها انجام گرفته است و در دسترس نگارنده بودند دربارة ريشه و توضيح كلمة قانون چنين نوشته شده است :
بنا به موارد فوِق قانون معرب كلمه يوناني canon است كه از راه زبان سرياني وارد زبان عربي گرديده است و در اصل به معناي « خط كش » به كار رفته و بعد معني قاعده به خود گرفته است و امروز در زبانهاي اروپايي به مقررات كليساي مسيحيت و كنيسه يهوديت اطلاِ ميشود . ( Canon Law , Droit Canoniquie ) . كانون ، نام ماهي است متقابل با ماه مرحشوان عبرانيان . از كانون در كتيبه هاي شهر باستاني پالمير واقع در سوريه كنوني ( به آن تدمير به معني شهر نخل نيز ميگفتند و اكنون خرابههايي از آن باقي است ) ذكري به ميان آمده است . بعدها كانون به اشكال قديم و قانون حراي در ميان ماههاي سرياني ( سوريه ) ديده ميشود . در عربي به اين ماهها كانونالاول و كانونالاخر گفته ميشود . ابوريحان بيروني اين ماهها را در كتاب آثارالباقيه خود به صورتهاي كانون قديم لا و كانون حراي ل جزو ماههاي سرياني ذكر كرده است . در عربي كلمه كانون به معني اجاِ ( محل سوزاندن آتش ) است و به نظر ميرسد اجاِ ، نام ماه اول سال تركيه ترجمه كلمه كانون باشد . همچنين ناگفته نماند واژه اجاِ در لهجههاي مختلف زبان تركي به معني و مفهوم محل افروختن آتش ، كوه ، كانون ( =باشگاه ) ، معدن ، جاييكه بيشترين مصرف يا سوخت چيزي انجام ميپذيرد . سرچشمه ، منبع خاندان و كسيكه ويژگي درمان بيماريها را بدون استفاده از دارو داراست ( =پير ) ، نيز ميباشد . ضمناً قابل ذكر است كه به تركي قانون را ياسا مينامند . در تركي علمي ، از واژه قانون ، قاعده لايتغير ارتباطات اجباري مابين اتفاقات و پديدههاي طبيعي مانند جاذبه ، مستفاد ميگردد . كتاب منتهيالارب قانون را اصل هر چيز و مقياس آن ، معني كرده و ميافزايد قانون عبارت است از محركه راه و روش ، اقتنان برابر است با راست ايستادن در علم فيزيك قانون عبارت است از نظريه فيزيكي كه از طريق آزمايشات عملي و علمي به اثبات رسيده باشد . نظير قوانين نيوتن ، قانون فارادي و غيره . به طور كلي از لحاظ علمي ، قانون عبارت است از بيان و ترجمان مناسبات ثابت يا مشابه يا متعاقب پديدههاي طبيعي . شيميدان معروف زكرياي رازي كه الحق نابغهاي بوده است و اقوام در كشورهاي مختلف وي را از تبار خود ميدانند و اكتشافات متعدد را به وي نسبت ميدهند ، از كانون كه به معني كوره كوچك و كانون القلائين ، كورهاي بوده شبيه كوره تابشدان كه روي آن كباب درست ميكردند نام برده است . آلت موسيقياي كه شبيه سنتور ميباشد و بعضيها اختراع آن را به افلاطون و برخي به فارابي منتسب دانستهاند و در موسيقي امروز بيشتر كشورهاي شرقي بين عربها ، تركها و ايرانيان مرسوم است ، قانون نام دارد . اين ساز پس از اشتهار در كشورهاي عرب حدوداً در قرن دوازده ميلادي از طريق اندلس به اروپا راه يافت و تا قرن ۱۵ ، اسپانياييها آن را كانو و آلمانيها كانون ناميدند و گونه كوچكتري از آن در فرانسه ( Micanon ) نام گرفت . در سرياني واژه قانون به شكل قنونا كه در زبان ارمني نيز رايج است ، بوده و معني قاعده و قانون را دارد . canon در زبانهاي انگلوساكسن ، قاعده يا عصا ، در لاتين مقياس اندازهگيري قاعده و نمونه ، در يوناني به همان معني و قريب به معناي لفظ ديگر يوناني Kanna و Cane ميباشد . در انگليسي به معني ني و چوبدستي است . از تلفيق اين معاني ، ميزاني براي سنجش حق و ناحق و سزا و جزا به دست ميآيد . كلمه انگليسي Canon را كه مفهوم مقررات ( شريعت ) دين يهود و نصاري را دارد نبايد ، با واژه فرانسوي Canon به معني توپ كه در انگليسي با حرف n مكرر و به صورت Cannon نوشته ميشود اشتباه كرد . كاربرد قانون به معني و مفهوم Law انگليسي و Loi فرانسه در حقوِ ايران ، گذشته دوري ندارد و نگارنده ورود آن را به زبان حقوِ فارسي بنابر آنچه در پي خواهد آمد حوالي سالهاي ۱۳۶۹ هجري قمري ميداند . معادل و مترادف اين واژه در زبان فارسي ناموس، كه اصل آن از نموساي سرياني است. كار برداشت كه امروزه در زبان محاوره به معني غير از قانون به كار برده ميشود. در كتاب جامعالحكايات آمده است : دگر از ناموسهاي « ماني » آن بود كه گفت ذخيره حرام است و نشايد كه زيادت از قوت يك روز نهادن و يا در سياستنامه خواجه نظامالملك گفته شده است از ناموسهاي مملكت ، يكي نگاه داشتن لقب و مرتبت و اندازه هركس است . به طوري كه در كتاب عيونالانبيا درج شده است « . . . اكنون نسخه ناموس طبي بقراط را متذكر ميگرديم . . . » سوگندنامه بقراط ناموس طبي نام داشته است . همچنين در تاريخنامه هرات جوامعالحكايات عوفي ، آثار الباقيه ابوريحان بيروني . . . ناموس به معني اخص قانون به كار برده شده است . نام پيشداديان اولين سلسه اسطورهاي امپراطوري ايران كه به لهجه اوستايي پره دانه Paradata ذكر گرديده است و بعداً در پهلوي پيشداد Pesdad شده به معني قانونگزار كهن يا نخستين قانونگزار ميباشد . دات كه به معني قانون است غالباً در اوستا استعمال شده و داد و دادگر از اين كلمه است و نام كتاب ونديداد كه جزوي از اوستاست ، به معني قانون ضد ديو ميباشد . بنابراين صفت دادگر انوشيروان پادشاه ساساني به معني قانونگزار است نه عادل . با اين حساب ، زنجير عدل و. . . كه بر اين پادشاه ميبندند حكايتهايي است كه نژاديون و پانيستها ساخته اند زيرا كه هزاران مزدكي را با گذاشتن در داخل گچ كشت . آيين لغتي است فارسي و به معني قانون ، مراسم و عرف ميباشد و آييننامه كتابي بوده است كه ابنمقفع در قرن دوم هجري از زبان پهلوي به زبان عربي ترجمه كرد و الفهرست در بيان آن مينويسد : كتابي به نام « آييننامه » بود كه در عربي الرسوم نيز گاهي ذكر شده است . اين كتاب محتملا مطالبي درباره سازمان اداري ، خصوصيات و امتيازات طبقات مختلف و چگونگي آداب و رسوم درباري ، سپاهيگري ، بازي چوگان زمان ساسانيان در برداشت . همچنين در كتاب « التاج في الاخبار الملوك » منسوب به جا حظ كه مشتمل بر اطلاعات بسيار درباره آداب و رسوم ساسانيان است به نام « آيين الفرس » اشاره رفته است . عنوان آييننامه كه مسعودي آن را كتابالرسوم ترجمه كرده است در دوره اسلامي عنوان كتابها يا رسالاتي كه دربارة آداب و رسوم ، هنر و علوم مختلف به زبان پهلوي و فارسي تاليف ميشده ، به كار رفته است . مانند آيين اكبري كه دربارة آداب و رسوم دربار اكبر شاه تركتبار معروف هند است . اين واژه پس از استقرار مشروطه و تدوين قوانين در موارد مختلف از جمله در « آيين دادرسي مدني » به كار گرفته شده است . حال كه قانون از نظر لغوي به قاعده نظامات معني شده ، بايد ديد اين چگونه قاعدهاي است و ماهيت آن چيست ؟ قانون ، مقررات و قواعدي است كه بر پايه تجربيات بشر استوار و تدوين شده است . فرهنگ نويس نامي دكتر سموئل انگليسي گفته است : قانون آخرين نتيجهاي است كه از عقل بشر به اعتبار تجاربش به سود عموم افراد بشر گرفته ميشود . يا از لحاظ حقوِ ، قانون عبارت است از بيان قاعده و دستوالعملي كه يك قدرت حاكم يا دولت آن را برقرار ميكند . از نظر ترمينولوژي حقوِ امروزي ، قانون عبارت از قاعدهايست كه قوه مقننه وضع و ابلاغ ميكند و آن مبتني بر طبيعت عالم تمدن و متناسب با مصلحت مردم است . به طور كلي و خلاصه ميتوان گفت قانون به قواعد و نظاماتي اطلاِ ميشود كه بر پايه عقل و منطق و تجربه عملي بشر استوار است و ريشه سماوي و ماوراء الطبيعه ( متافيزيك ) ندارد و منظور از آن جلب منافع و رفع و دفع مفاسد از مردم در اين دنيا ميباشد . آنچه از نوشتههاي سرزمينهاي اسلامي ( در بالا به تعدادي از آنها اشاره شد ) در اين باب مستفاد ميگردد اين است كه آنان نيز مفاهيم فوِ را مدنظر داشتهاند زيرا كه ، ابوعلي سينا به علت اينكه مندرجات و محتويات كتاب بر مبناي تجربيات عملي استوار بوده است كتاب طبي معروف خود را قانون ناميده است . از بررسي متون فارسي قديم ديگر نيز صدِ مدعاي آخر اثبات ميگردد . رشيدالدين فضلاللّه همداني در جامعالتواريخ نوشته : . . . بر وفق فرموده « غازان خان مغول » مجموع مسودات يرليغها ( =فرمانها ) را بعد از تنظيم به اتفاِ بر دفتر نوشتند و آن را قانون الامور نام نهادند . در بررسي نوشتههاي فارسي بعد از اسلام به نام گذاريهايي برميخوريم كه از ديد موضوع ما ، با مسمي است . به عنوان مثال يكي از كتابهايي كه ابن مقفع در قرن دوم هجري قمري ( هشتم ميلادي ) از پهلوي به عربي ترجمه كرده است كتابي بود به نام « آيين » . در سليمانيه كوتوپحانسي ( =كتابخانه سلمانيه ) استانبول ، دو نوشته خطي به زبان فارسي ، از يك كتاب زير عناوين رئيسالكتاب مصطفي افندي و به شمارههاي ۶۰۹ و ۶۱۰ وجود دارد كه يكي از آنها ۱۰۹ و ديگري ۱۲۸ برگ دارد نام هر دو كتاب « ختاينامه » است . مولف آن شخصي است از اهالي بخارا به نام سيد علياكبر ختايي كه چند سالي به عنوان بازرگان در سفر چين بوده است و ديدهها و شنيدههاي خود را به زبان فارسي كه خيلي پيشتر و بعد از دوره او به همراه لهجه ايغوري تركي ، زبان رسمي و حاكم در طول جاده ابريشم بود ، برشته تحرير درآورده است . تاريخ و زمان دقيق سفر وي روشن نيست . آنچه محتويات كتاب مينماياند اين سفر در سالهاي ۱۴۷۷ ـ ۱۵۰۵ ميلادي انجام پذيرفته است . اين كتاب را در سال ۱۵۸۲ ميلادي شخصي به نام حسين افندي به تركي ترجمه و به سلطان مراد سوم پادشاه عثماني تقديم كرده است . در اين كتاب واژة قانون به طور مكرر به كار برده شده است . در سال ۱۸۵۳ كه نهضتهاي فكري در بلاد عثماني و مسلمان ديگر آغاز شده بود چاپ سنگي اين نوشته با الفباي عربي ، در استانبول نشر يافت و باعث به كارگيري اولين بار كلمه قانون به مفهوم امروزي آن ( و يا معادل Law انگليسي ) در بين سياسيون و اصلاحطلبان و ورود آن به ادبيات كشور تركيه آن موقع و به تبع آن ايران گرديد . استعمال كلمه قانون در زمان حكومت عثماني ، بيشتر در مورد احكام صادره از طرف حكومت به كار ميرفت تا آنها را از احكام شرع حنيف كه مبتني بر ادله معروفه خود ميباشد ، جدا كند چه امكان دارد در مسالهاي حكم شرع با قانون موضوعه منافات داشته باشد . مثلاً ربا در شرع حرام است ولي در قانون مباح . قبل از انتشار ترجمه تركي اثر ياد شده ، اصطلاح قانون در معناي بسيار محدودتر ، به معناي نظامات مستقر به كار رفته است و مفهوم قانون در مورد واژه شرع يا شريعت و يا قانون قرآني محفوظ مانده بود . اصطلاحاتي مانند قانوننامه ، خلاف قانون ، قوت قانون و . . . در ادبيات فارسي به مفهوم Law براي اولين بار در اين نوشته به ميان آمده است . انتشار چاپ سنگي تركي اين كتاب در استانبول ، مردان سياسي نهضتهاي فكري جديد مخالف سلطان و روش اداره كشور و ( بخصوص عثماني گرايي ) به ويژه به مردان سياسي دوره تنظيمات ، اين اصلاح طلبان دو كشور عثماني و ايران قرن نوزدهم ، اجازه داد كه اين اصطلاحات را از خطايي وام گرفته و آنها را وارد مصطلحات محاورات و ادبيات آن روز گردانند . ختايي كلمه قانون نامه را مترادف با واژه لي ( Lie ) چينيان آورده كه به معني آيين آنان بوده است و مانند حقوِ مذهبي مسيحي : « Droit Canon » اساس آسماني و الهي داشت . اما مسلمانان لي را چيزي به غير از قواعدي كم و بيش حكيمانه كه چينيان از خودشان اختراع كرده بودند نميديدند و به آن جنبه الهي قائل نبودند . بنابراين مسلمانان در قرن نوزدهم براي اينكه به فرامين سلاطين اصلاحطلب خود يك خصلت قضائي ( معادل شرع ) دهند ، ميان اصطلاح و يا واژهاي تركي ( به لهجه كاشغري ) ختايني نين لي ـ سي ( Khitayinin , L , ie - Si ) و كلمه Zagon روسي به معني قانون ( كه آن روزها بين روشنفكران متداول بود ) مردد ميمانند تا سرانجام به طور قطع واژة قانون به مفهوم Law امروزي را كه توسط نشر چاپ سنگي ترجمه تركي ختاينامه ( سفرنامه سيدعلي اكبر ختايي ) رواج يافته بود پذيرفتند . بدين ترتيب واژه قانون به همراه واژههاي ديگر نظير جرمانه و جريمه به دنبال نشر ترجمه اثر مذكور در سال ۱۳۶۹ ، ه . ِ / ۱۸۵۳ ميلادي ، وارد واژگان حقوقي عصر تنظيمات در تركيه عثماني و به تبع آن در ايران بعد از امير كبير شد . در سال ۱۳۰۷ هجري قمري چند روز پس از بازگشت ناصرالدين شاه از سفر اروپا به دستور وي تحت رياست شاهزاده عباس ميرزا ملكآرا ( برادر ناتني كوچك ناصرالدين شاه ) كه ۲۷ سال در خاك عثماني اقامت داشت مجمعي به نام مجلس تحرير قانون با وظيفه ترجمه و تحرير قانون به مفهوم امروزي آن ، تشكيل گرديد . ناگفته نماند كه در اين دوران تاثيرپذيري و الهام اصلاحطلبان دو كشور از قانون مدني فرانسه و سويس و ديگر كشورهاي غربي پيش از اندازه بود و كتاب ختاي نامه ، بيشتر از تاثير قانونخواهي از طرف روشنفكران ، در انتخاب واژه موثر بوده است .
|
|
